Safa House

Aran Va Bidgol

من هر وقت مهمان خارجی داشته باشم اولین پیشنهادم خانه صفا است

این جمله ای بود که ما بعد از ورود به این بنای تاریخی و زیبا با خود تکرار می کردیم

داستان از آنجایی شروع شد که ما شب قبل پس از اینکه در کویر مصر گیر کرده بودیم داخل ماشین شب را صبح کردیم و از روستای مصر به طرف آران و بیدگل به حرکت افتادیم

بافت کویری جاده اولین نقطه جذاب این مسیر بود ،جاده ای که رنگ نارنجی اش حال خوبت را گرم می کرد، از شهرهای زیبایی همچون انارک و مخصوصا موغار با قلعه های تاریخی اش عبور کردیم تا رسیدیم به شهر تاریخی آران و بیدگل ، بسی خسته راه بودیم که طی تحقیقات متوجه شدیم این شهر یکی از تاریخی ترین شهرهای کل ایران است ، اولین آثار به دست آمده در این شهر متعلق به انسان عصر حجر است که کمان دور کویر نمک را برای استقرار برگزیده بود

این شهر که در شمال استان اصفهان واقع شده است ، به قدری جاذبه های گردشگری در خود جای داده که پیشینه اش همچون تلنگری حال ما را دگرگون گرد. درحال تفکروتعجب از کمبود دانش خود بودیم تا

از روی نقشه به کوچه ای باریک رسیدیم که منتهی به کوچه پارکینگ اقامتگاه می شد در یک فضای امن و تقریبا در ده متری درب ورودی خانه ماشین را پارک کردیم ،  تلفن را برداشته و با صاحب اقامتگاه تماس گرفتیم ، بانویی محترم با ما صحبت کرد و چند لحظه ای بیشتر طول نکشید که مردی خوش برخورد درب را بر روی ما گشود از آنجایی که از بیرون به خاطر نوع معماری متفاوت بنا چیز خاصی مشخص نبود ، با باز شدن در فضایی عجیب تا عمق استخوانمان را لرزاند گویی گوشه ای از تاریخ در انتظار ما دست نخورده باقی مانده بود

خانه صفا گذشته ای که در آن همیشه حالمان خوب است

خانه صفا یکی از عمارت های مجموعه بنی طبا در حیاطی به سبک معماری گودال باغچه است که که از دوران صفوی تا اوایل دوره پهلوی اول ساخته شده است

این اقامتگاه با ظرفیت ۴۰ نفر یکی از بهترین انتخاب ها برای تورهای طبیعت گردی و تاریخی ، سفرهای دسته جمعی دوستانه و خانوادگی می باشد

در سرداب اصلی رستورانی سنتی با غذاهای خانگی میزبان مهمانان کویر زیبای مرنجاب است و در سرداب دیگرکافه دارچین محیطی دنج برای مهمانان فراهم کرده است، ۷ اتاق این مجموعه همگی دارای سرویس های بسیار تمیز و رختخواب های تک نفره ضد عفونی شده می باشد

با توجه به قدمت ۳۵۰ ساله این بنا ، شما فقط از یک اقامتگاه دیدن نمی کنید بلکه اقامتگاه شما یک برگ از تاریخ غنی مناطق کویر نشین کشور زیبای ماست

حس لمس تاریخ رویای دیرینه بشر

شاید هنوز بیشتر از سه قدم از در به سمت داخل فاصله نگرفته بودیم ، نمی توانستیم بی تفاوت بیشتر داخل شویم ، ایستاده بودیم و چشمانمان در جایگاه دوربین های ثبت لحظه فقط می چرخید ، بدون بزرگنمایی با شاید چیزی حدود ۱۰۰ گنجشک داخل درختان روبرو شدیم ، می خواندند تا همصدایی با شند برای صدای زیبای آب نمای حوض میان حیاط، از در که وارد شوی اتاق ها در طبقه همکف قرار گرفته اند ، حیاط در طبقه منفی یک شور و حال وصف ناپذیری به این خانه داده است ، علی و نسترن برای استقبال ما آنجا ایستاده بودند … زوجی از جنس فرهنگ و هنر

کتاب تاریخ مشروطه زیر بغل علی خودنمایی می کرد ، با آنها همصحبت شدیم و به ما گفتند که چگونه با عشق پس از تجربیات فراوانشان در عرصه طبیعت گردی بالاخره از زندگی در تهران دست کشیدند تا با عشق خانه باصفای صفا را بسازند

ما را به سمت اتاقمان راهنمایی کردند، جلوی هر اتاق فانوسی دلربا بر روی ستون دم درب آویزان شده بود ، درب اتاق را که باز کردیم به گفته تمام بچه ها با تمیزترین اتاق زندگیمان روبرو شدیم نظافتی که ذره ای از ارزش تاریخی و قدمت خانه کم نمی کرد

پنجره های رنگی و زیبا اولین چشمک را در اتاق به ما می زد ، چینش فوق العاده زیبا ، ساده یا بهتر بگویم مینیمال تاریخی اتاق ، حسی را به ما القا کرد که دوس داشتیم زمان بایستد ، رختخواب ها به صورت تک نفره به زیباترین شکل ممکن بقچه شده بودند ، دری در انتهای اتاق به روی رختکن بزرگی باز می شد که در کنارش حمام و سرویس بهداشتی ساخته شده بود

گشت و گذار در صفای تاریخ

از اتاق بیرون زدیم تا بیشتر با فضای خانه آشنا شویم ، به سمت راه پله ها که می رفتیم در مسیر فقط با زیبایی ها دوپینگ می کردیم ، تشت های آب قدیمی که داخل یکی از آنها یک پر بزرگ حس پرواز می فروشاند، دو صندلی کنار یک میز قدیمی که در پشت آن کوزه های دست ساز کویری با آن رنگ های مشعوف کننده شان آویزان شده بودند ، دقیقا کنار راه پله جلوی در یک درختچه کویری قرار گرفته بود که انگار با ذهنت بازی می کرد و تو را به سمت خویش فرا می خواند نزدیک شدیم

نوک هر شاخه دست سازه ای آویزان شده بود که بیشتر از کاربرد دکوری شبیه حجم های هنری نمایشگاه های پست مدرن بود. در گیر لذت بردن از درختچه دوست داشتنیمان بودیم که پشت سرمان یک شبح سفید کوچک پله ها را پایین رفت ، بی درنگ به دنبالش پله ها را پایین رفتیم تا به حیاط رسیدیم ، در آن لحظه زیبایی به دو بخش پس زمینه و پیش زمینه تقسیم شد ، در پیش زمینه بالاخره با شبح سفید کوچک آشنا شدیم ، گربه پرشین اصیل خانه به نام قاصدک

گربه ای سفید و پر عشوه که گویی نماد خانه بود شکوه و جلالش در قدم زدن کاملا با قدمت ۳۵۰ ساله خانه منطبق بود ، کمی نوازشش کردیم تا حرکت کرد ، با حرکت او به پس زمینه ناگهان ما خود را میان حیاط تاریخی خانه دیدیم

مرغ سحر ناله سر کن…داغ مرا تازه تر کن

صدای طنین انداز ابدی ترین فارسی خوان تاریخ که از گوشه حیاط پخش می شد بر روی تصویر حوض چهار گوشی که روی هر گوشه گلدانی با گل شمعدانی قرار گرفته بود ، بیشتر بسان فیلم های خدا بیامرز علی حاتمی بود

دو باغچه در دو طرف حوض که درخت های انار و پرتقالش مامن گنجشک های خوش صدای اهل کویر بود ، چهار تخت در اطراف حوض بهترین نقطه برای مطالعه یا فکر برای خلق هر آن چیزی بود که حال خوب نیاز داشت

خوردنی ها هم خوشحال بودند

از جایی که رستوران در شب اقامت ما فعالیت نمی کرد به شهر رفتیم و اینبار فیله مرغ خریدیم و برگشتیم ، وقتی برگشتیم آسمان نارنجی برای ما سورپرایز داشت ، نمای خانه با پس زمینه غروب فقط زیبا نبود ، یک اثر هنری می نمود

علی ما را به آشپزخانه راهنمایی کرد ، یک آشپزخانه خیلی کامل که نوع چینش ان تمام تاریخی و روستایی بود ، آشپزی را شروع کردیم و شب شده بود چراغ ها روشن شد و تا حاضر شدن غذا چای خیلی می چسبید ، نسترن ما را به چایخانه راهنمایی کرد فضای سنتی و صمیمی که در گوشه ای از آن یک سماور بزرگ قدیمی و زیبا خود نمایی می کرد ، پس از صرف چای ، غذا را حاضر کردیم و بشقابی هم برای علی و نسترن بردیم ، خودمان کنار حوض روی تخت با آن صداهای مست کننده غذا خوردیم و کم کم پلک هایمان سنگین شد، فکر می کنم فاصله سر بر بالش گذاشتن تا خوابمان سه دقیقه هم نشد ، چشم که باز کردیم ۸ صبح بود ، به سمت بیرون رفتیم که بانویی به ما گفت صبحانه حاضر است

به سمت رستوران رفتیم ، صبحانه ای جذاب برایمان تدارک دیده شده بود هم گرم و هم سرد

از اینکه باز هم موقع خوردن صبحانه نمای روبرویمان آب نمای حوض بود راضی و خرسند بودیم ، مربای هویج فوق العاده ای بود ، تخم مرغ ها به درخواست خودمان هم زده و یا درسته سرو می شد ، نان محلی خوش طعم ما را به بالاترین حد انرژی برای آغاز یک روز فوق العاده رساند.

می دانی…خانه صفا از آن جاهایی است که دوس نداری اقامتت تمام شود

نزدیکان خانه صفا  

این شهر از جنوب به کاشان ، از شرق به ابوزید آباد ، از غرب به نوش آباد و از شمال به کویر مرکزی ایران راه دارد ، پس نمی توان یک لیست کوچک از جاذبه های این منطقه تهیه کرد ولی برای پیشنهاد می توان به مجموعه تاریخی قاضی ، منطقه باستانی ویگل ، حمام های تاریخی ، آب انبارها و امامزاذه های تاریخی اشاره کرد ، البته یادتان نرود که اگر آران و بیدگل رفتید قبل یا بعد از آن حتما سری به کویرهای مدهوش کننده اطراف هم بزنید… خانه صفای آران و بیدگل یادمان می اندازد که هنوز هستند کسانی که ایران برایشان خیلی بیشتر از یک واژه اهمیت دارد


Cooperation with www.otaghak.com/

No comment yet, add your voice below!


Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *